تبلیغات
خیمه شهدا - سالروز عروج

























خیمه شهدا

مشعل فروزان شهادت خاموش نشدنی است

بسم رب الشهداء و الصدیقین


سلام بر برادرعزیزم! سید عزیزتر از جانم!


گوشه دنجی می خواستم که به دور از همه دغدغه های روزمره؛ فقط با تو باشم


و حرفهای دل بی قرارم را با تو بزنم.


سید جان سنگر شقایقهای اتش گرفته و خیمه شدنش رو بیاد می آوری؟از روزای فاطمیه شروع شد


تو همون روضه ای که بوی چادر خاکی مادر رو می داد یادته! یادته بر ما چه گذشت


نیت کردیم بانام تو و برادر جانمون سید محسن قریشی بنویسیم برای حضرت مادر


اکنون! بخاطر بانوی بی نشان مدینه دستم رو بگیر که بتونم خوب باشم.


من که جز تو کسی رو ندارم  قول می دم مثل خودت باشم مثل شهید...


                   

چه زیباست که به دست یک شهید پرورش یابی، چشم بگشایی و متولد شوی.


شهید سید رضاقریشی
در سال 1344 در مهریز یکی از شهرستانهای تابع استان یزد به دنیا آمد

 
تحصیلات ابتدائی و راهنمایی راباموفقیت به پایان رسانید و وارد هنرستان شد

و رشته راه و ساختمان را انتخاب کرد  و در حین درس خواندن عازم جبهه شد.


سال اول هنرستان بود که جنگ به اوج خودش رسیده بود. وقتی سلاح بدست میگرفت

حدود یک وجب از قد سید رضا بلندتر بود اما با این حال از لحاظ جسمانی بسیار قوی بود

چون مدت طولانی در باشگاه کاراته نیز فعالیت می کرد. حدود 4 سال بطور مستمر در جبهه

بود و چندین بار زخمی شد و در عملیاتهای زیادی شرکت کرد مدتی هم در سپاه زاهدان فعالیت داشت

وقتی که در جبهه مجروح شد و دوران استراحت پزشکیش رو پشت سر میگذاشت خیلی بی تابی میکرد

و میگفت من الان باید جبهه باشم نه در رختخواب ایشان مدتی که به عضو سپاه درآمده بود،

به جای لباس رسمی سپاه، لباس بسیجی به تن داشت. فقط یک مرتبه لباس سپاه را پوشید

ومادرش گفت این لباس برای تو خیلی برازنده است چرا همیشه نمی پوشی؟

جواب داد این لباس لباسی است که امام عزیزمان فرمودند ای کاش

منم یک پاسدار بودم. هر وقت این طور پاسداری شدم که امام آرزو کردند آن موقع لباس را می پوشم

سید رضا انسانی خدا جو و با اخلاص بود
نماز شب او چنان طولانی بود که همیشه به بالاخانه منزلشان

میرفت تا پدر ومادرش نفهمند و ساعتها با معشوق خودصحبت میکرد.

روزها همین طور سپری می شد تا یک روز پس از 4 سال حضور چشمگیر در جبهه های نبرد حق علیه باطل

درپادگان زید تیری به جمجمه ایشان اصابت کرد و به درجه رفیع شهادت نائل شد.

او از جمله شهیدانی بود که قبل از شهادتش قبر خود را آماده کرده بود.

فرمانده تیپ پس از شهادتش گفت:« با شهادت قریشی کمر تیپ شکست»

                            گزیده از وصیت نامه شهید سید رضا قریشی فرزند سید محمد:

"وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین"


خدایا که کریمی و بزرگی که می دانی خطا کارم با اینکه سخت به وجود تو اعتقاد دارم در پرستش تو کوتاهی به خرج داده ام .
اکنون

که در یافته ام وجود هرکس در دنیا برای آزمایش و سنجش زندگی او می باشد
و اینک در این برهه از زمان از دنیا گرفتار نامردیهای

گوناگون شده و اطمینان به یک لحظه از آن نمی توان کرد،
ای ملت مسلمان و مبارز ایران که تا به حال از امام و انقلاب خویش حمایت

و یاری کرده اید
بر شما باد تا آخرین نفر و تا آخرین نفس همینطور از اسلام وامام و انقلاب خود یاری کنید و این آیه شریفه ( اطیعوالله

واطیعو الرسول و اولی الامر منکم ) را فراموش نکنید
و به دنبال کسانیکه خطشان از خط امام که همان خط انبیاست جدا نشوید .

و شما بدانید تا زمانیکه
دنباله رو مراجع تقلید و پشتیبان ولایت فقیه هستید اینها نمی توانند بر شما تسلط پیدا کنند و اما وای بر

زمانیکه اینها بتوانند شما ملت را از روحانیون و روحانیون را از شما جدا کنند .

من با میل خودم به جبهه آمدم و از هر کس که پرسیده ام داوطلب به جبهه آمده است
همانند یاران حسین که داوطلب به جبهه رفتند .
چون یاد و ذکر خدا در دلهای ما اطمینان و قدرت قلبی ایجاد می کند ، همواره سربلند و پیروز خواهیم بود .

این ایران عزیز ، این کشور رسول الله و مکتب اسلام که بیش از هزار و چهارصد سال از طرف کفر مورد هجوم بوده است
بر گردن من

و شما حق دارد و برای حفظ آن باید نهایت کوشش را بکنیم ،
همانطور که امام فرمود : چشم امید من به شما جوانان برومند است

که ادامه دهندگان راه حسین (ع) هستید
راه را بیش از 1400 سال ادامه داده اید .

پدر درود بر تو که همچون ابراهیم فرزند خود را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی.
بدان وآگاه باش که اسماعیلت هرگز از فرمان

باری تعالی سر باز نمی زند و مرگ در راه خدا را به جز سعادت نمی داند
و زندگی را جز جهاد در راه عقیده درست نمی داند و شهادت

را از بهترین نعمتهای خداوند می داند.
مادر عزیزم که عزیزترین عزیزها هستی و بعد از خدا مهربانترین مهربانها، من به وجود تو افتخار

می کنم
که نزد تو اینچنین تربیت شده ام که توانستم در هنگام جوانی خدمت ناچیزی به اسلام بکنم

 
و چنان مرا تربیت کردی که پای خود را جای پای علی اکبر بگذارم، که کشته شوم
 
 یا سالم باشم برای تو افتخار است
.


والسلام علی من التبع الهدی

سید رضا قریشی ـ مهریز ـ یزد مورخ 6/5/1362 سقز

پ،ن:

روز جمعه 24  مهرماه سالگرد عروج ملکوتی شهید سید رضا قریشی است

برای شادی اروح طیبه ی شهدای گرانقدرمان بلاخص این شهید عزیز

حمدی قرائت بفرمایید

التماس دعا

"برگرفته از وبلاگ اسمان مدیون زهراست"



برچسب ها:شهید قریشی، ایثار و شهادت، دارالعباده،  
[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ بنی فاطمه ] نظرات

نمایش نظرات 1 تا 30


      قالب ساز آنلاین